سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
133
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
لو لم تكن نيّة الجوزاء خدمته * لما رأيت عليها عقد منتطق و ملحق است به حسن تعليل كلامى كه مبتنى بر شكّ باشد هم چون قول شاعر : كانّ السّحاب الغرّ غيبّن تحتها * حبيبا فما ترقا لهن مدامع شارح گويد : قسم دوّم يعنى صفت غير ثابتى كه اراده اثبات آن را نمودهايم خود بر دو قسم است : ج : يا ممكن است مانند آنچه در قول مسلم بن وليد آمده : يا واشيا حسنت فينا اسائته * نجّى حذارك انسانى من الغرق يعنى : اى سخنچينى كه كار زشت و بد او در ما نيك و پسنديده شده و آن اينستكه ترسيدن من از تو باعث شده كه مردمك چشمم از غرق شدن در آب چشم نجات پيدا كند . اضافه [ حذار ] به [ كاف ] از قبيل اضافه مصدر به مفعول است و تقدير آن حذارى ايّاك مىباشد و مقصود از [ انسانى ] انسان و مردمك چشم متكلّم مىباشد . شاهد در اينستكه نيكو و پسنديده شمردن كار زشت سخن چين امرى است ممكن لكن چون شاعر در اين نيك شمردن با مردم مخالفت كرده است ( چه آنكه مردم كار زشت سخنچين را نيكو نمىشمرند ) لاجرم بدنبال اين استحسان كلام بعدى را آورده و گفته است كه ترسيدن وى از آن سخنچين مردمك چشم او را غرق شدن در اشگها نجات داده چه آنكه گريستن را به جهت خوف از او ترك نموده . د : و يا غير ممكنست مانند آنچه در قول خطيب قزوينى ( مصنّف